توهم جنگ محدود؛ ثانیههای خطرناک خاورمیانه | جنگی که همه در آن میبازند | چرا در خاورمیانه جنگ محدود وجود ندارد؟
تهدیدهای متقابل دو طرف اکنون با لحنی آمیخته به قطعیت و بیبازگشتی طنینانداز شده است. دونالد ترامپ، اعلام میکند «یک ناوگان عظیم در حال حرکت بهسوی ایران است. این ناوگان با سرعت و در صورت لزوم با خشونت به آنجا میرود.» این سخنان در برابر پاسخ عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، معلق مانده است: «نیروهای مسلح شجاع ما با انگشت بر ماشه آمادهاند تا به هرگونه تجاوز، فوراً پاسخ دهند.»
به گزارش خبر فوری به نقل از میدل ایست آی
فاصله میان این دو اظهارنظر آتشین، شکافی است که میتواند قطر، بحرین، امارات متحده عربی و لبنان را در خود فرو ببرد و خاورمیانه را برای یک نسل یا حتی بیشتر نابود کند؛ شکافی که میتواند آرامش نسبی حاکم بر منطقه در سالهای اخیر را به خاطرهای دور بدل سازد.
این راهبرد همواره همراه ماجراجوییهای نظامی آمریکا در گذشته بوده است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در اعلام این راهبرد میگوید: «ما در حال احیای روحیه جنگاوری هستیم… و اطمینان میدهیم که نیروهای ما هرگز وارد نبردی برابر نشوند. فاصله دیگر سپر دفاعی نیست.»
افزوده مهم به این تهدید، از سوی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در جریان شهادت او در سنای این کشور مطرح شد: «عاقلانه و محتاطانه است که آرایش نظامیای داشته باشیم که بتواند… بهصورت پیشدستانه از حملهای علیه هزاران نیروی آمریکایی جلوگیری کند.»
پرسشی که از دل این موضعگیری برمیخیزد، هسته اصلی «پارادوکس پیشدستی» است که اکنون بر خلیج فارس سایه انداخته است. در حالی که روبیو استدلال میکند حضور گسترده نظامی آمریکا برای «جلوگیری پیشدستانه» از حمله ایران ضروری است، تهران نیز بهتدریج به دکترین مشابهی اشاره میکند؛ دکترینی که میتواند به جنگی ناخواسته منجر شود.
ژانویه ۲۰۲۶ است و رویکرد سنتی ایران موسوم به «صبر راهبردی» عملاً جای خود را به «بازدارندگی فعال و غیرقابل پیشبینی» داده است.
چرخش ایران بهسوی پیشدستی
اظهارات اخیر شورای عالی دفاع ایران نشان میدهد که تهران دیگر خود را به راهبرد «واکنش پس از اقدام» مقید نمیداند. با گسترش «آستانه ماشه» بهگونهای که «نشانههای عینی تهدید» را نیز دربر بگیرد، ایران در واقع همان منطقی را پذیرفته است که روبیو از آن دفاع میکند: «تنها راهی که میتوان مطمئن بود مورد حمله قرار میگیریم، این است که منتظر بمانیم تا مورد حمله واقع شویم و این یک شکست راهبردی است.»
آنچه برای ایالات متحده یک «فرصت راهبردی» تلقی میشود، برای ایران تهدیدی وجودی است.
علی شمخانی، هرگونه امید به سناریوی «جنگ کنترلشده» را از میان برده است: «هر اقدام نظامی آمریکا بهمنزله آغاز یک جنگ تمامعیار تلقی خواهد شد. پاسخ ما نهتنها متوجه متجاوز، بلکه قلب تلآویو را هدف خواهد گرفت.»
پویایی زنجیره تصاعدی تنشها نسبتاً روشن است. گروه رزمی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، در کنار بمبافکنهای B-2 که میتوانند «با پروازی ۳۷ ساعته، تاسیسات هستهای ایران را نابود کنند»، برتری متعارف نظامی آمریکا را به نمایش میگذارد. با این حال، جیمز استاوریدیس، فرمانده پیشین نیروهای متحد ناتو، هشدار میدهد: «آنچه باید نگرانش باشیم، نردبان تشدید تنش است. ایران به ما حمله میکند، ما پاسخ میدهیم، آنها شدیدتر واکنش نشان میدهند و ناگهان حزبالله وارد ماجرا میشود… آن احتمال ۱۰ درصدیِ شعلهور شدن کامل منطقه، همچنان بهطور نگرانکنندهای بالاست.»

این مطلب در واحد مجله علمی آموزشی جاوید به رشته تحریر در آمده و شامل قانون کپی رایت
میباشد استفاده از این مطلب چه به صورت رونوشت یا استفاده جزئی و یا موردی فقط با ذکر منبع مجاز میباشد.